چهل و نه

سلام

صدها سال قبل، طهران یا همان تهرانِ امروز، قریه ای بوده است کوچک و خوش آب هوا از توابع ری. قریه ای که هرگز از اهمیت امروز برخوردار نبود. اطلاعات تاریخی من در مورد تحولات این شهر ناکافی است، ام خب بطبع طی یک سری تغییرات سیاسی و اجتماعی، تهران به پایتخت کشور و پر جمعیت ترین شهر آن بدل شده است. قریه کم جمعیت و بکر آن روزها بدل شده است به کلانشهری بی سر و ته که هر روز هم از روز قبل وسیع تر می شود. امروز اگر به شمال تا جنوب و شرق تا غرب شهر نگاهی بیاندازیم، ملقمه ای می بینیم از قومیت ها و فرهنگ های مختلف. جامعه ای ناهنجار و کریه.

این روزها دیگر تقریبا در همه ساعات روز و در همه خیابان های شهر مشکل ترافیک وجود دارد. آلودگی هوایش هم که خب، اظهر من الشمس است! جرم و جنایت بی داد می کند. بارش های کم چند سال اخیر سیراب کردن این غول را بسیار سخت کرده است. هر روز باغ ها و اندک طبیعت باقی مانده در شمال شهر از بین می روند تا تیدیل شوند به ساختمان های چندین طبقه ای که جیب عده ای را پر از پول کنند و  سرپناهی بشوند برای آدم ها. آدم هایی که هر روز به واسطه مهاجرت های بی ضابطه جمعیتشان بیشتر و بیشتر می گردد.

امروز از هر کدام از ساکنان این شهر که پرس و جو کنی یا خودش متولد شهر دیگری است و یا پدر و مادرش متولد شهری دیگرند و مهاجر به تهران. شاید غیر قابل باور باشد، اما آمارها نشان می دهند که امروز به عنوان مثال حدود یک چهارم مردم تهران ترک زبانند!  از تمام قومیت های دیگر هم فراوان یافت می شود. غیرتهرانی هایی که هرروز تهرانی می شوند و نقطه ای سیاه، به ظاهرِ سیاه این شهر اضافه می کنند. مهاجرینی که برای پیدا کردن کار، برای داشتن امکانات و رفاه بیشتر و یا برای تحصیل به این شهر می آیند و دیگر نمی روند. در مورد اخیر می توان با قاطعیت گفت که بیش از 70-80 درصد افرادی که برای تحصیل می آیند، همین جا ازدواج می کنند، شاغل می شوند و خلاصه ماندگار می شوند. امروز دیگر تهرانی های اصیل در اقلیت که نه، در حال انقراضند! از نظر فرهنگی هم که خب، وضع افتضاح است. همه جورش را می توان دید! این روند در مناطق حاشیه ای و شهر های مجاور شهر تهران، هزار برابر وخیم تر هم هست. کرج، ورامین، رباط کریم و ...

صد البته که بنده این حق را برای همه مردم این کشور قائلم که با امکانات و رفاه زندگی کنند، کار مناسب برایشان موجود باشد، در دانشگاه های طراز اول تحصیل کنند و در نتیجه جایی زندگی کنند که باب میلشان باشد. کسی که در منطقه ای متولد شده است که به هر دلیل در آن راحت نیست، از امکانات مناسب برخوردار نیست و یا کار مناسب پیدا نمی کند، نباید محکوم باشد به زندگی در آنجا. پس از جهاتی به مهاجرین حق می دهم. اما چیزی که واضح است آنکه باز بودن بی قید و شرط دروازه های این شهر هیچ حاصلی جز نابودی طبیعت و منابع، زوال فرهنگی و انحطاط هویت پایتخت و شاید در نتیجه آن، کل کشور نخواهد داشت.

برای حل مشکل، اگر کار به دست من بود، غیر تهرانی ها را به مرور و بر اساس شناسنامه خودشان و والدینشان روانه شهر هایشان می کردم! خب این راه که بیشتر به شوخی شبیه است چون باید کل شهر از شهردار تا بقال را اخراج کنیم! اما به نظر می رسد که راه حل منطقی تر این باشد که در کنار کنترل مهاجرت ها، به مرور تمام نقاط کشور آن چنان توسعه بیابند که هرگز کسی نیازی به ترک زادگاهش نبیند. در این حالت میزان مهاجرت ها تعدیل شده و همه مردم در هرجای این کشور که هستند خوشحال و راحت خواهند بود. هرچند خوب که فکر می کنم، این راه حل هم آن چنان آرمانی است که بازهم بیشتر به تخیلات شبیه است!

اصلا من به سیاست و جامعه شناسی و اقتصاد و راه حل و چه و چه کاری ندارم. من فقط دوست دارم روزی برسد که دیگر چنارهای قطور باغ روبروی خانه مان قطع نشوند تا به جایشان یک دیو سیمانی رشد کند. دوست دارم روزی برسد که چند دقیقه پیاده روی در شهر باعث سردرد و تنگی نفس نشود. دوست دارم دیگر اینجا مردم از هر و قوم و طایفه ای در هم نلولند. دوست دارم که تهرانی بودن یک اصالت باشد نه نشان دهنده محل سکونت. دوست دارم همه این مجتمع های مسکونی و بزرگراه ها دوباره تبدیل شوند به همان خانه های ویلایی با حیاط های مصفا و باغ های سبز و پردرخت. دوست دارم هر کسی در همان جایی که متولد می شود خوشحال باشد. می دانم که این چیزی جز یک خیال شیرین نیست، اما من دوست این "تهران" بشود همان "طهران".

یا علی.

/ 12 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
zeinab

ای داااد گل گفتید واقعا ! باید طلاکوبی شود این سخنان

روح سرگردان

کاش با این پیشنهاداتتون شما شهردار تهران بشید راستی رای میارید حتما تو مجلس با این حرف های زیبا اگه از الان تبلیغات کنید

یک دختر

سلام خدایی من یکی که از تهران شما خیلی بدم میاد به نظرم اونجا جا برا زندگی نیست :))

سفید برفی

منم میخواستم تهران بمونم...اما مامانم نذاشت...[نیشخند]

مریم

مشکلاتی که گفتین درست، اما راه حل؟؟؟

ققنوس

سلام الان شما ساکن تهران هستید یا تهرانی هستید آیا؟؟؟؟؟[لبخند] متاسفانه هیچ چیز به خوشایند ما تغییر نخواهد کرد... همانطور که موهای سفید شده سیاه نخواهد شد. اما در کل فاجعه‌ای در راه است. لازم به ذکر است که من نیز ساکن تهران هستم.. از 7 سالگی.... امکان برگشت به زادگاهم هم اصلا مقدور نیست..

مهتا

آرزو بر جوانان عیب نیست.

NiKa

زنده م مرسی شما خوبی ؟ اوضاع که... امتحان و درس و بدبختی... اگه فک میکنی اینا ینی مرتب، بله ! مرتبه !

غزال

سلام آقای من. احواله شما؟ من همیشه برام عجیبه که چقدر مهاجرینه ترک توی شهره شما زیادن؟ در رابطه با دانشجو که حق با شماست من تماممه دوستام بعد از ادامه تحصیلشون توی شهر تهران موندگار شدن و برای خودشون کار میکنن. اما تمامه این راهه حلهای شما آرمانیه. این مشکل فقط زمانی حل میشه که تمامیه شهرها دارای امکانات باشن و مردم انقدری فرهنگشون بالا بره که فقط تهران رو بهترین جا ندونن وبعضی تهرانی هام دست از خودبرتر بینیشون بردارن(که البته این بعضی ها 99%شون مهاجرن و اینطور فکر میکنن!!!)

خاموش

[متفکر[متفکر][ساکت][ناراحت]