20 روز مانده

I. دنیا فانی است و همه چیزش نیز به پیروی از آن، محکوم به فنا. من که در این جهان مجازی نوپا هستم. اما شما عزیزانی که خاک اینجا را خورده اید، تا به حال وبلاگی را دیده اید که مثلا برای 5 سال متوالی فعال باشد؟ من فکر میکنم عمر وبلاگ ها کوتاه تر از اینهاست. تا به حال چند وبلاگ را دیده اید که ناگهان تعطیل شده است؟ فراوان! داشتم فکر میکردم که نویسنده این وبلاگ تا کی نویسنده این وبلاگ خواهد بود؟ نمیدانم. اما حس درونیم در طالع این وبلاگ جوان مرگ شدن را میخواند.

II. خوانندگان این وبلاگ را میپسندم! منظورم حداقل آن هایی هستند که کامنت میگذارند و در نتیجه می شناسمشان. نخاله در بینشان نیست! به لطف حق همگی صافند و متفکر!

III. درباب احوالات این روزهایمان، کم کم در حال مهیا کردن ملزومات شروع زندگی هستیم. خدا را شکر میکنم. اما خب، محتویات جیب ما به شدت محدود است و لاجرم باید در مخارج صرفه جویی کنیم و به غایت با حساب و کتاب عمل کنیم تا کم نیاوریم. اما همسر اصلا متوجه این موضوع نمی شود. دقیقا، اصلا متوجه نمی شود! لذا فکر میکند من انسان خسیسی هستم که فقط به دنبال اجناس ارزان است، با هر کیفیت و ظاهری! این خصوصیتی است که من اصلا ندارم! من بسیار هم ولخرج و کیفیت بین هستم! اما چه کنم که شرایط امروزمان اینگونه ایجاب میکند. از اینکه مرا اینگونه می بیند غمگینم، و کمی شرمسار.

IV. دلم میخواست بیایم و بگویم بمب ختثی شد! دیگر خطری نیست! شرایط در حال مهیا شدن است! اما هنوز یک مشکل بر بقای خود باقی است. مشکلی غیرمادی که به آن در پست اول اشاره کردم. نکته بینان خود بیابندش. هنوز هم خطر شدید وجود دارد! و البته هنوز هم متکی به مدد حضرت حقیم.

V. هوا کم کم دارد سرد میشود. افسردگی در کمین من است.

VI. از تو خواننده عزیز ممنونم! فقط از خود تو!

/ 36 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
همای بی سعادت

3- بعضی آقایان نظرشون همینه...حالا قسمت بعدی داستان زندگی منو بخونی میفهمی...اگر فکر میکنی خانمت اینجوری فکر میکنه خب روشنش کن که هر چه قانعتر باشه برای تو عزیزتر میشه و بعدا که وضعت خوب شد براش دوبرابر چیزایی که میخاسته تهیه میکنی (احساس میکنم لیاقتشو داشته باشه) 7- پس چرا توی جواب نظر من از این جنگولک بازیا در نیوردی؟[ابرو] 8- [تایید][مغرور]

پرنسس

1. مننم همینو میگم هیشکی مهمتر از ((من)) نیس[مغرور] 2. من [مغرور] 3. آخه شما مردا درستتون از دیدِ خودتونه نه از دیدِ طرفِ مقابل !

لوکی

انگار دارید خنثاش میکنید [مغرور]به حول و قوه الهی[مغرور]

فروغ

1.آقا من اینقد بدم میاد از پلی تکنیک که خدا بدونه. 2.هرگز،هرگز اراده پیگیری طولانی مدت هیچ کاری رو نداشتم،برا همینم تعجب میکنم از وبلاگ دارهای طویل المدت. 3.زن و مرد نداره که.(هر چند واقعا منم به این نکته ی مهم پی بردم که هرچه نویسنده ی خفن زن کم داریم،وبلاگ نویس زن ماشالله زیاده،دلیلش هم نمیدونم چیه دقیقا). 4.قهر پدر و مادر خیلی بده.یعنی واقعا روان آدم رو پریش میکنه. [ناراحت] 5.من اما عاشق فصل سرمام. 6.شماره گذاری هام خیلی ربطی به نوشته شما نداره. 7.والا من همچنان هم میگم که برام عجیبه زیر بار مسئولیت ازدواج رفتن.نمیخوام ناراحتتون کنم,واقعا هم شاید الان وقتش نیست،اما خب چه کنم که الان افتادم رو دور نوشتن و اینم خواهم گفت:آخه خب چرا آدما وقتی اینقد توی بدیهیات با هم بی توافقن،میپذیرن تا آخر عمر با هم زندگی کنن؟!!!!!من که واقعا نمیتونم. 7.منم ممنونم.[لبخند]

غزال

در رابطه با جوابه شماره 3 همای سعادت که شما اونجوری جواب دادی اینو بگم که متأسفانه من واقعاً دیدم مردایی رو که وقتی زن به کم قانع میشه فکر میکنن موجود کم ارزشیه. حتی با گوشای خودم از زبونه خانواده شوهر یک نفری شنیدم که این دختر که اینجوری رفتار میکنه یه عیبو ایرادی داشته انداختنش به ما که هیچی نمیگه..باورتون میشه؟ من نمیدونم کی قراره یه تعادلی این وسط برقرار بشه. از خدا میخوام بینشی به یه دسته از آدما بده که به خیلی چیزا توی زندگیشون قانع باشنو شکر گذار و بینشی به دست دیگه ای از آدما بده که این منش و رفتارو از روی بزرگواری دسته دیگه بدونن.

سپیدار

17 روز دیگه مونده ها جا نمونی [خمیازه]

غزال

در رابطه با من و وبلاگه من در اعتصابین؟ نمیدونم چرا ولی اینطور حس کردم!

غزال

[نیشخند]انرژی ها اینطور به سمته من پرتاب شده بودن

همای بی سعادت

اینقدر نگران نباش هم دانشگاهی...همه چی تا 17 روز دیگه درست میشه...راستی از من میشنوی غرورتو بشکن برو پدرتو راضی کن بیاد عروسیت...حالا دلیلش هرچی میخاد باشه....[لبخند]